زنگ تفریح

جوك عکس و مطالب طنز

چهارشنبه 16 شهریور 1390

فاتحه شعر سهراب را خواندن

نویسنده: ali.santorii   طبقه بندی: طنز، 

سهراب گفتی:چشمها را باید شست……شستم ولی !……… گفتی: جور دیگر باید دید…….دیدم ولی !………….. گفتی زیر باران باید رفت……..رفتم ولی !…………. او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را…هیچ کدام را ندید !!!! فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: ” دیوانه باران ندیده !! ”

چهارشنبه 16 شهریور 1390

جدید ترین شعر سهراب سپهری

نویسنده: ali.santorii   طبقه بندی: طنز، 

جدید ترین شعر سهراب سپهری

سهراب سپهری 1385: هر كجا هستم، باشم به درك! من كه باید بروم! پنجره، فكر، هوا، عشق، زمین، مال خودت! من نمی دانم نان خشكی چه كم از مجری سیما دارد! تیپ را باید زد! جور دیگر اما… كار را باید جست. كار باید خود پول. كار باید كم و راحت باشد! فك و فامیل كه هیچ… با همه مردم شهر پی كار باید رفت! بهترین چیز اتاقی است كه از دسته چك و پول پر است! پول را زیر پل و مركز شهر باید جست! سید خندان یه نفر! سوئیچم كو!

چهارشنبه 16 شهریور 1390

سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی : طنز ایران

نویسنده: ali.santorii   طبقه بندی: طنز، 

سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن كه اعتصاب كنن و دیگه كارای خونه رو نكنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یك هفته نتیجه كارو بهم بگن.

زن فرانسوی گفت:

به شوهرم گفتم كه من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه … خلاصه از اینجور كارا دیگه بریدم. خودت یه فكری بكن من كه دیگه نیستم یعنی بریدم!

روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .

روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست كرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .

زن انگلیسی گفت:

من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم كنار.

روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم

لیست خرید و كاملا تهیه كرده بود ، خونه رو تمیز كرد و گفت كاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت.

زن ایرانی گفت :

من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم

اما روز اول چیزی ندیدم

روز دوم هم چیزی ندیدم

روز سوم هم چیزی ندیدم

شكر خدا روز چهارم یه كمی تونستم با چشم چپم ببینم

چهارشنبه 16 شهریور 1390

درمان بی نظیر آزار شوهر : طنز ایران

نویسنده: ali.santorii   طبقه بندی: طنز، 

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره ..
دکتر می پرسه : چه اتفاقی افتاده؟
خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه !!!
دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه : هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.
دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت !!!
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت!!!
دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن !

صفحات جانبی

نظرسنجی

    بخش مورد علاقه من...






  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :