پدری یه روز خواست که به پسرش تفهیم کنه که عرق خوری کار بدیه.
برای اثباتش مقداری عرق رو خواست به خورد یک خر بده. اما خر از خوردن عرق امتناع کرد.
پدر رو کرد به پسرش و گفت:
پسرم ببین. حتی این خر با خریه خودش این عرق رو نخورد. چطور یک انسان باید این عرق رو بخوره در حالی که خر هم نمی خوره؟
.
.
.
.
.
.
.
.
پسر گفت:پدر جان. این نشون می ده هر کی عرق نخوره، خره…!

یك روز میكویان ـ یكی از اعضای كمیته مركزی حزب كمونیست شوروی ـ به دیدن استالین آمد و با خوشحالی به او گفت:
ـ قربان یك نفر را پیدا كردهایم كه با شما مو نمیزند و میتواند به جای شما در مراسم عمومی و دیگر جاهای خطرناك حضور داشته باشد. اصلاً كسی نمیتواند بفهمد كه شما نیستید.
استالین با بیعلاقگی در حالی كه به پیپاش پك میزد گفت:
ـ میكویان عزیز خودت خوب میدانی كه شش بدل دیگر دارم و احتیاجی به هفتمی نیست، اعدامش كن!
میكویان كه دید باعث و بانی كشتن بیگناهی میشود، برای جلوگیری از قتل مردك بیچاره گفت:
ـ ولی قربان اگرسیبیلش را بتراشیم به كلی شباهتش به شما را از دست میدهد. استالین سری تكان داد و گفت:
ـ فكر خوبی است، خوب سیبیلش را بتراشید بعد اعدامش كنید!
کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست.
مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید:
پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟
کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت: روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است!
مردک با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد...
بعد کشیش از او پرسید: تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟
مردک گفت: من روماتیسم ندارم! اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است
غلـــــــط نامــــــــه کد خدا !
کولر:زمانی که یک لر به مکانی رفته باشد و بین ما نباشد
وردربرمن : به گویش محلی، برای من هم بردار
تفکیک جنسیتی : تف انداختن و لگد زدن به جنس مخالف
Frozen : (فروزان با لهجه خارجی )
موت زارت : سكته! یهویی تلف شدن
Nothing : ناچیز
گوزپیچ : آنکه باد معده اش بوی هلو میدهد،آنکه با گوزش هوا را معطر میکند
کامران : راننده کامیون
بیسکوییت : کسی که 20 بار تصمیم گرفته ترک کنه
Username : اسمتو زر بزن
حلال زاده : هر کسی که پدرش،قد خمیده ای داشته باشد!!
Ask me : از من عکس بگیر
مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند
PPTP : فردی با تیپ انی
جانمازی : بگو آذی جان صدات میاد
پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد
درون گرا : کچلهای داخل خانه
برون گرا : کچلهای خارج از خانه، کچلهای خارجی
روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند
پهناور : کسی که مدفوع گاو می آورد
Superman : مرد بقال
مارچوبه : عصای حضرت موسی
کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنته
زندایی : علی دایی پس از عمل تغییر جنسیت
لالایی : هشدار پلیس بزرگراه به رانندگان در کشورهای عرب زبان
در میان گذاشتن : لای چیزی کردن
شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است
بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی
پسمانده : پ نه پ رفته!
کامبیز دیرباز : باز هم زنبورا دیر اومدن
Diamond Ring : داییمون زنگ زد
مناجات : انواع مونا
کره حیوانی : بیچاره ناشنواست
گالیله : شب جمعه ثانیه ها : هوا آفتابیه ها!
انبر : داروی برطرف کننده اسهال
جوش شیرین(2) : فرهاد بیچاره که برای شیرین هی جوش می زند
سندباد : گوزی که به همراه شن و ماسه بیرون میآید
خشنود : کسی که لُختش قشنگ باشد
مالاریا : کلمه ای که اهالی لار اول هر جمله میگویند
کلکته : بین گربه ها کل افتاده
املای فارسی: فارM سی
خاموش : موش نپخته
شیاف : او خاموشه
مزدور : نوعی موز كه در مناطق دور می روید
دیپلماتیك : فرد دیپلمه ای كه ماتیك زده
گٔل بسر عروس : عروسی که خوب ضربهٔ سر میزند*
How Could You? : شما چگونه کود میدهید ؟
خانوم گُل : بازیکن دارنده بیشترین تعداد گٔلِ زده در لیگ فوتبال زنان
Software : حرفهای چرند اما لطیف و دلنشین
واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است
Pre-wash with mouthwash : پریوش با مهوش
سنجد(2) : کسی که هم سن جدش باشد
رو به راه : مسیر عبور و مرور روباه
نمک آبرود : نام جدید دریاچه ارومیه
اصول کافی : راه و روش قهوه درست کردن
چاقو ضامن دار : در شیراز، به شخص فربهای که یکی از اهالی محل ضمانتش را کند گویند
شیرموز : گونهای شیر که حیوانات جنگل روی پوستش سر میخورند
هارون : اصطلاحی که شیرازیها هنگام یافتن رانِ مرغ در غذا بکار میبرند
جنسیتی : شهر ارواح
سوریه : آبشش
دایمیتیكون(قرص) : دایی مهدی وضعش خرابه
گوگولی : فرزند بروس و گوگوش
شربت انبه : شربت عن بهتر است
Flashback : آنکه برق باسنش آدم را کور می کند
مكار : كسی كه تخصص اپل دارد