سه شنبه 8 شهریور 1390
نویسنده: نوید طبقه بندی: sms،
فاصل? بین مــُــــد و ضایع بازی یک کلمه است : اعتماد بنفس !
******zangetafrih.ir*****
گاهی" سکوت "علامت رضایت نیست
شـاید کسی دارد
خفه می شود
پـشت سنگینی یـک درد
******zangetafrih.ir*****
" به سلامتی اون عروسکی که دلش می خواست زار زار گریه کند ولی خنده رو به لباش دوخته بودند . . . !!!
******zangetafrih.ir*****
فرقی نمی کنه که به یه “دو پا” زیادی “جَو” بدین
یا به یه “چهار پا” زیادی “جُو” بدین …
به هر حال از هر دوشون جفتک می خورین !
******zangetafrih.ir*****
دوشنبه 7 شهریور 1390
نویسنده: نوید طبقه بندی: طنز،
کشیش یک کلیسا بعد از یه مدت میبینه کسانی که میان پیشش برای اعتراف به گناهانشون،… معمولا خجالت میکشن و براشون سخته که به خیانتی که به همسرشون کردن اعتراف کنند،
برای همین یه یکشنبه اعلام میکنه که از این به بعد هر کی میخواد بیاد به خیانت به همسر اعتراف کنه برای اینکه راحت تر باشه، به جای اینکه بگه خیانت کردم بگه زمین خوردم.
…
ازاین موضوع سالها میگذره و کشیش پیر میشه و میمیره، کشیش بعدی که میاد بعد از یه مدت میره سراغ شهر دار و بهش میگه: من فکر کنم شما باید یه فکری به حال تعمیر خیابونهای محل بکنین، من از هر ۱۰۰تا اعترافی که میگیرم ۹۰ تاشون همین اطراف یه جایی خوردن زمین.
شهردار هم که دوزاریش میفته که قضیه چی بوده و هیچ کس جریان رو بهش نگفته از خنده روده بر میشه.
کشیشه هم یک کم نگاهش میکنه وبعد میگه: هه هه هه حالا هی بخند ولی همین زن خودت هفتهای نیست که دست کم ۳ بار زمین نخوره
گــاهی از دوســت داشتنهایم احــساس پــرواز می کــنم
گــاهی از دلــتنگی هایم احــساس مچــالــگی ...
گاهــی از انــسان بودنم احســاس خــستگی ...
...
هــر لــحظه احساســی و پــارادوکــس اینها با یــکدیــگر .
یک لــحظه خــنده ،
یک لــحظه اشک ،
یک لحظه لبــریز از حس دوست داشــتن ،
یــک لــحظه حــس تنهائی محض ...
چقدر ســخت اســت انــسان بــودن
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&zangetafrih.ir&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
یک مرد با چشم هایش عاشق می شود یک زن با گوش هایش برای همینه که زن ها آرایش میکنن و مردها دروغ میگن
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&zangetafrih.ir&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
دنیا را بد ساختند!
کسی را که دوست داری، دوستت ندارد!
کسی که تو را دوست دارد، تو دوستش نداری!
اما کسی که تو دوستش داری و او هم دوستت دارد، به رسم و آیین زندگانی به هم نمیرسید!
و این رنج است!
زندگی یعنی این!