زنگ تفریح

جوك عکس و مطالب طنز

شنبه 28 فروردین 1389

جوک روز

نویسنده: نوید   

صداتو میخوام نه برای لطافتش ، برای اینکه پشت وانت داد بزنی نمکیه

یارومیره مشهد حرم امام رضا رو میبینه، میگه: امام رضا! قربونت برم! تو بااین همه طلا چرا هشتم شدی؟!!!


غضنفر میره عیادت یکی از دوستانش ، وقتی می خواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودند میگه : این دفعه مثل دفعه ی قبل نکنید که مریضتون مُرد و منو خبر نکردیدها !

می دونی چیه ؟ نمی دونی ؟ فکرکن من بگم ؟ بابا دوستت دارم !
 تو را ؟
 نه ، بابام را می گم

دلم از دوریت پاره شد ... دوختمش ... حالا تنگ شد

این تویی >------->-------0 این منم >--->---0 گرفتی مطلبو ؟
 .
 .
 .
  بابا میگم کوچیکتم !

وقتی میتوانستم صحبت كنم. گفتند گوش كن... وقتی میتوانستم بازی كنم مرا كاركردن آموختند... وقتی كاری پیدا كردم ازدواج كردم... وقتی ازدواج كردم بچه ها آمدند... وقتی آنها را درك كردم مرا ترك كردند... وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی كنم زندگی تمام شد !

اون چیه اولش منم دومش تویی آخرش زبون داره؟ . . . . . . . گل گاو زبون !!!!!!!!


صفحات جانبی

نظرسنجی

    بخش مورد علاقه من...






  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :