جمعه 13 اردیبهشت 1387
نویسنده: نوید طبقه بندی: جوک ،
جراید: كتاب فارسی مدارس بومی میشود) مشهد: آن مرد با شمع آمد، اصفهان: آن مرد پول دارد، آبادان: آن مرد آن شب با ریبن (عینك) آمد، شیراز: آن مرد حال نداشت و نیامد، سنندج: آن مرد سبیل دارد، زاهدان: آن مرد را كشتند، اردبیل: آن مرد بار برد، قزوین: آن مرد با لبخند آمد، رشت: آن مرد رفت، بابا آمد
سعی کن در زندگیت مثل زودپز باشی ! یعنی در اوج جوش آوردن , سوت بزنی
بعضی وقت ها اینقدر حواست به خودته و در آرزوهای خودت غرقی که یادت میره یه نفر منتظرته تا . . . . . . . . از دستشویی بیای بیرون
قزوینه عمل کرده بوده وقتی میره پول عملشو از بیمه بگیره، میگن عملت چی بوده؟
قزوینیه میگه: عمل بواسیر.
میگن: تو قزوین بیمه عملهای مربوط به زیبایی رو پولشو نمیده
ترکه میمیره، اونو بغل یه مسیحی دفن میکنن.
بعداز مدتی، مسیحیه مرتب میاد به خواب فامیلاش و شکایت میکنه و بهشون میگه: جای قبر منو عوض کنین، آخه این ترکه هر روز صبح زود منو صدا میکنه و میگه: ببین، تو لباس تنته، برو دو تا بربری بخر
تركه سوار تاكسی بوده ... بعد از مدتی یكی پیاده میشه و درو محكم میبنده ... راننده میگه : الاغ بی شعور ... یه كمی جلوتر یه نفر دیگه پیاده میشه و باز در و محكم میبنده و بازم راننده میگه : الاغ بی شعور ... خلاصه نوبت به تركه میرسه و تركه هم با دقت در و آهسته میبنده میبینه راننده داره نگاش میكنه به راننده میگه : چیه ... الاغ باشعور ندیدی
تركه میره بچش رو از مهدكودك بیاره،
میبینه پشت در طبقه اول زده، «محل نگهداری بچه های نابغه»، در میزنه با غرور میگه: اون گضنفر مارو بدید، میخایم بریم
میگن: ما اینجا گضنفر نداریم برین طبقه بالا
مبره طبقه دوم میبینه پشت در زده، «محل نگهداری بچه های باهوش»، در میزنه یک کمی هم حالش گرفته بوده، میگه: اون گضنفر مارو بدید.
میگن: ما اینجا گضنفر نداریم برین طبقه بالا
دوباره میره بالا میبینه پشت در زدن، «محل نگهداری بچه های كودن»، دیگه خیلی حالش گرفته بوده، میگه: اون گضنفر مارو بدید
میگن: ما اینجا گضنفر نداریم برین طبقه بالا
دوباره میره طبقه بالا میبیننه پشت در زدن، «محل نگهداری گضنفر»!!!